هیاهوی زندگی ...
در هياهوي زندگي دريافتم
چه دويدنهايي که فقط پاهايم را از من گرفت
در حالي که گويي ايستاده بودم !
...
چه قصه هايي که فقط سپيدي مويم حاصل شد
در حالي که قصه ي کودکانه اي بيش نبود
دريافتم کسي هست
که اگر بخواهد مي شود و اگر نخواهد نميشود
به همين سادگي !
کاش نه مي دويدم و نه غصه مي خوردم
به جايش فقط " خدا " را نگه ميداشتم...
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 9:12 توسط محمد
الهی